جایی

در زبان و ادبیات فارسی، برای اشاره به مکان قضای حاجت، واژه‌ها و اصطلاحات متعددی به کار رفته‌است. از جمله‌ی این عبارات می‌توان به مستراح، مَبال، مَبرز، بیت‌الخلا، خَلاء و آبشتن‌گاه اشاره نمود. هر یک از این اصطلاحات، با پیشینه‌ای ویژه در متون ادبی، تاریخی یا گویش‌های محلی به کار می‌رفته‌اند و نشان‌دهنده‌ی غنای زبان فارسی در بیان مفاهیم گوناگون با ظرافتی خاص هستند.

برخی از این واژگان ریشه‌ای عربی دارند، مانند مستراح به معنای محل استراحت و آسایش، بیت‌الخلا به معنای خانه‌ی خلوت و خَلاء به معنای فضای خالی. در مقابل، عبارت آبشتن‌گاه کاملاً فارسی است و از ترکیب آبشتن (شست‌وشو) و گاه (مکان) تشکیل شده و بر کارکرد شست‌وشو در این مکان تأکید دارد. واژه‌ی مَبرز نیز به معنای محل ظهور و بروز است و به طور مجازی برای این منظور استفاده می‌شده است.

امروزه در فارسی معیار و رسمی، واژه‌ی توالت یا عبارت دست‌شویی متداول‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین اصطلاحات برای اشاره به این مکان هستند. با این حال، آگاهی از اصطلاحات تاریخی و ادبی پیشین، نه تنها در درک متون کهن کاربرد دارد، بلکه گویای تحول فرهنگی و زبانی جامعه در انتخاب الفاظ با حساسیت‌های اخلاقی و اجتماعی رایج در هر دوره است.

مترادف‌ها

مکان، ناحیه، جایگاه

متضادها

هیچ‌جا

فرهنگ معین

(اِ. ) مستراح.

فرهنگ عمید

مستراح، مبال، مبرز، بیت الخلا، خلا، آبشتنگاه.

فرهنگ فارسی

مستراح، مبال، مبرز، بیت الخلا، آبشتنگاه
( اسم ) مستراح مبرز بیت الخلائ.

ویکی واژه

مستراح.

جمله سازی با جایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من در دگران زان نگرم تا به حقیقت قدر تو بدانم که ز خوبی به چه جایی

💡 عاشق از حیرت درین وادی به جایی می‌رسد تا نگردد راه گم کی رهنمایی می‌رسد

💡 عمری‌ست به‌چشمم ز نم اشک اثر نیست ای دل تو کجایی ‌که غبارت به نظر نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران