لغت نامه دهخدا
راهه. [ هََ / هَِ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به راه. ( ناظم الاطباء ). راه مثل چارراهه. ( فرهنگ نظام ).
- آب راهه؛ راه آب و مجرای آب و نهر. ( ناظم الاطباء ).
|| گذرگاه سیل. || سیلاب.
راهه. [ هََ / هَِ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به راه. ( ناظم الاطباء ). راه مثل چارراهه. ( فرهنگ نظام ).
- آب راهه؛ راه آب و مجرای آب و نهر. ( ناظم الاطباء ).
|| گذرگاه سیل. || سیلاب.
راه مثل چار راهه
{duct} [علوم جَوّ] منطقه ای در جوّ یا اقیانوس که خواص فیزیکی آن در راستای قائم به گونه ای تغیـیر می کنـد که امواج ایجـادشده در راستاهای مختلف در درون آن به تله می افتند و هدایت می شوند
راهه ( به لاتین: Raahe ) یک شهرک در فنلاند است که در اوستروبوتنیای شمالی واقع شده است. این شهرک در سال ۲۰۱۷ میلادی ۲۵٬۰۶۸ نفر جمعیت داشته است.
شهرهای کوشیتسه و بخش شلفتیو خواهرخوانده های راهه هستند.
راهِه (aisle)
در معماری کلیسا، معمولاً فضاهای موازی با شبستان یا ناو، که بین شبستان و دیوارهای خارجی واقع اند. در کلیساهای وسیع تر، جایگاه همسرایان و بازوهای عرضیِ کلیسا هم ممکن است در راهرو قرار گیرند. در بعضی از کلیساها بین ردیف ستون ها دو راهرو وجود دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نه تقلید است نه این راهها است راه تحقیق است و راه مصطفی است
💡 او که به میهن تازهاش –هلند نو- عشق میورزید در اموری مانند پدیدآوردن آبراههها، سبزیکاری، پرورش حیوانات و کوچ مهاجران تازه اهتمام ورزید.
💡 تصادف یک کامیون منجر به رها شدن نوردهای آبی روشن در رود پوکونو و آبراهههای دره لیهای واقع در پنسیلوانیا شد.
💡 و گفت: همه راهها بر خلق بسته است مگر بر راه محمد علیه السلام رود که هر که حافظ قرآن نباشد و حدیث پیغامبر ننوشته باشد بوی اقتدا مکنید زیرا که علم به کتاب و سنت باز بسته است.
💡 رفت از سختی ز کف سر رشته تدبیر من راههای راست در کوه و کمر پیچیده است
💡 آبراههٔ وَخش (به فارسی تاجیکی: Канали магистралии Вахш، تلفظ: کانالی ماگیسترالی وخش به معنای کانال شاهراهی وَخش) کانال آب بزرگی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است.