فرهنگ معین
(دِ پُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - انبار اجناس، مخزن. ۲ - محل تجمع وسایل و افراد یا نیروها برای انجام کاری. ۳ - کارگاه تعمیر و توقف لکوموتیو و نگه داری تجهیزات و انباشت پارسنگ، آمادگاه (فره ).
(دِ پُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - انبار اجناس، مخزن. ۲ - محل تجمع وسایل و افراد یا نیروها برای انجام کاری. ۳ - کارگاه تعمیر و توقف لکوموتیو و نگه داری تجهیزات و انباشت پارسنگ، آمادگاه (فره ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کرده است میتوان به باشگاه فوتبال دپورتیوو المپیا و باشگاه فوتبال هیوستون دینامو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی رئال مایورکا و باشگاه فوتبال دپورتیوو لاکرونیا اشاره کرد.
💡 دل نیستگوهریکه به خاکش توان نهفت آیینه است آنچه نمدپوش کردهای
💡 شتابان همی تاخت تا شهر، کوش سپاه از پسِ پشت پولادپوش
💡 پردهٔ ناموس هستی بود آغوش کفن از نفس آیینه تنگ آمد نمدپوشی گرفت
💡 گر من به صلاح خویش کوشان بدمی سالار همه کبودپوشان بدمی