میزک

لغت نامه دهخدا

میزک. [ زَ ] ( اِ مصغر ) میز کوچک.
میزک. [ زَ ] ( اِ مصغر ) ( اسم از میزیدن + ک تصغیر ) مصغر میز یعنی شاش اندک. ( ناظم الاطباء ). || بول و شاش. ( ناظم الاطباء ). بول و شاش را گویند. ( آنندراج ) ( برهان ):
شیرگیر و خوش شد انگشتک بزد
سوی مبرز رفت تا میزک کند.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 410 ).- چکمیزک؛ قطره بول که از شرم کودک ریزد.
|| باران اندک. || آمیزش و اختلاط. || هر چیز درهم و برهم و آمیخته. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(زَ ) (اِمصغ. اِ. ) شاش، بول.

فرهنگ عمید

بول، شاش.

فرهنگ فارسی

بول، شاش
۱ - ( اسم ) شاش بول.

دانشنامه عمومی

میزک ( به لاتین: Mizak ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی درواز پایین واقع شده است. میزک ۲٬۴۶۹٫۸۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

شاش، بول.

جمله سازی با میزک

💡 در ژوئیه ۲۰۲۱، شرکت ولو از کنسول دستی خود تحت عنوان استیم دک، رونمایی کرد. این کنسول استیم‌او‌اس نسخه ۳٫۰ را اجرا می‌کند که مبتنی بر توزیع آرچ لینوکس با میزکار کی‌دی‌ای است.

💡 زمان تخلیه برای ورزشگاه ۱۱ دقیقه محاسبه شده‌است. تونل‌ها و راهروهای ورزشگاه به گونه‌ای پیش‌بینی شده‌اند که وسایل نقلیه مانند آتش‌نشانی، تمیزکاری و همچنین کانتینرهای مخصوص تلویزیون می‌توانند در هنگام لزوم تا نزدیک جایگاه بیایند.

💡 از این نوع نازل‌ها در جارو برقی‌ها و انواع تمیزکننده‌ها استفاده می‌شود.

💡 تا ویرایش ۱۰٫۱ اسلکور گنوم را نیز ارائه می‌کرد، اما با عرضهٔ ویرایش ۱۰٫۲، پَتریک گنوم را از میان میزکارهای مورد پشتیبانی اسلکور خارج کرد.

💡 از آب سرد به همراه سیتزبث برای یبوست، التهاب، واژینال دیس سارژ، چکمیزک و... استفاده می‌شود.