سفید

سفید

سفید یا سپید، رنگی است که از ترکیب تمامی رنگ‌های طیف قابل مشاهده به وجود می‌آید و رنگ سیاه مکمل آن به شمار می‌رود. این رنگ نماد تضاد با سیاهی و تاریکی است و به عنوان رنگی مثبت، نورانی و شاداب شناخته می‌شود. همچنین، به عنوان نماد جوانی، عفت، پاکی، بی‌گناهی، خلوص و صلح در نظر گرفته می‌شود. پوشیدن لباس سپید به فرد حالتی روحانی، دلپذیر و شاداب می‌بخشد. عروس‌ها به دلیل نماد پاکی و معصومیت، لباس سپید بر تن می‌کنند. این رنگ به عنوان رنگ تابستانی شناخته می‌شود زیرا نور را منعکس کرده و از گرم شدن جلوگیری می‌کند. استفاده از این رنگ در دکوراسیون و مد لباس بسیار رایج است، چرا که رنگی ملایم و خنثی است و با سایر رنگ‌ها به خوبی هماهنگ می‌شود. از آنجا که این رنگ روشن است، آلودگی‌ها به سرعت بر روی آن نمایان می‌شوند. پرستاران و پزشکان نیز لباس سپید می‌پوشند تا نشان‌دهنده تمیزی و ضدعفونی بودن باشند. هیچ قانونی برای استفاده از این رنگ در دکوراسیون وجود ندارد و می‌توان آن را در هر فضایی به کار برد. ایجاد بافت، شکل و الگو بر روی رنگ سپید، راهی عالی برای ایجاد کنتراست در اتاق‌ها و فضاهای سپید است. از آنجا که اتاق‌های سپید ممکن است بی‌روح به نظر برسند، می‌توان از طیف‌های گرم‌تر رنگ سپید مانند رنگ شیری استفاده کرد. رنگ شیری به دیوارها روشنی و گرما می‌بخشد. در اتاق‌هایی که به  این رنگ هستند، می‌توان با استفاده از ظروف شیشه‌ای و نقره‌ای، کنتراست و جذابیت بیشتری ایجاد کرد. در دکوراسیون، این رنگ به عنوان عاملی برای بزرگ‌تر و روشن‌تر نشان دادن فضا شناخته می‌شود. با به کار بردن رنگ سفید در اتاق‌های کوچک یا کم‌نور بر روی دیوارها، ستون‌ها و سقف، می‌توان فضا را بسیار بزرگ‌تر و روشن‌تر جلوه داد. استفاده از یک رنگ واحد می‌تواند به نوعی خطای دید ایجاد کند و به چشم این امکان را بدهد که اتاق را بزرگ‌تر از آنچه که هست ببیند. هر رنگی که به اتاق سفید اضافه شود، به خوبی خود را نشان می‌دهد؛ به عنوان مثال، یک ماهی قرمز کوچک در تنگ آب در یک اتاق کاملاً سفید، بسیار جلب توجه می‌کند.

لغت نامه دهخدا

سفید. [ س َ / س ِ ] ( ص ) سپید که نقیض سیاه باشد و به عربی ابیض خوانند. ( برهان ). ابیض. ( غیاث ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). رنگی است روشن ترین رنگها و رنگی است خارج از رسته اصلی و فرعی. این رنگ را بهر رنگ دیگر اضافه کنندروشن تر سازد. ( فرهنگ فارسی معین )

فرهنگ معین

(س یا سَ ) [ په. ] (ص. ) = سپید: ۱ - آن چه که به رنگ برف یا شیر باشد، ابیض. مق. سیاه. اسود. ۲ - (کن. ) ظاهر، نمایان. سفید و اسپید و سپی نیز گویند.

فرهنگ عمید

۱. از رنگ های ترکیبی شبیه رنگ برف یا شیر تازه.
۲. (صفت ) هر چیزی که دارای این رنگ باشد.
۳. (صفت ) [مجاز] روشن.
۴. (صفت ) [مجاز] کسی که پوست سفید دارد.
۵. [مجاز] فاقد رنگ، نوشته یا نقش: کاغذ سفید.
۶. (موسیقی ) نتی که از نظر زمانی برابر نصف نت گرد است.

فرهنگ فارسی

اسپید، هرچیزی که برنگ برف یاشیرباشد، مقابل سیاه
( صفت ) ۱ - آنچه به رنگ برف یا شیر باشد ابیض مقابل سیاه اسود. توضیح سفید روشن ترین رنگها و رنگی است خارج از دسته اصلی و فرعی. این رنگ را به هر رنگ دیگر اضافه کنند آنرا روشن تر سازد. ۲ - ظاهر نمایان: سفید شد.

جملاتی از کلمه سفید

کسی به چشم ندیده در آن زمین سیه سفیدی به جز از چشم شخص راه سپر
هر کس نکرد نامه خود را چو شب سیاه از صبح عفو نامه سفیدش نمی کنند
گرم ز فرط کرم رو سفید خواهی و فارغ به حشر واهمه از نامه ی سیاه ندارم
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم