فرهنگ معین
( ~. ) (ص نسب. ) کفش راحتی.
( ~. ) (ص نسب. ) کفش راحتی.
۱. کفشی که در خانه به پا می کنند، دمپایی.
۲. (قید ) به صورت ایستاده.
۳. (صفت ) ویژگی بیماری که بدون بستری کردن مورد معالجه قرار می گیرد: بیمار سرپایی.
۴. (صفت ) ویژگی معالجه ای که بدون بستری کردن انجام می شود: معالجهٴ سرپایی.
۵. (صفت ) ویژگی قسمتی در بیمارستان که در آن، بدون بستری کردن معالجه صورت می گیرد: بخش سرپایی.
۶. (صفت ) ویژگی کسی که ایستاده کار کند و موقع کار نتواند بنشیند، مانند پیشخدمت، خانه شاگرد، و شاگرد پادو.
۷. [قدیمی] جماعی که سر پا صورت گیرد.
۸. (حاصل مصدر ) [قدیمی] زناکاری.
۹. (صفت ) [قدیمی] فاحشه.
( صفت ) ۱ - کفش راحتی. یا کفش سرپایی. ۲ - کسی که ایستاده به کار پردازد ( خانه شاگرد ). ۳ - فاحشه روسپی. ۴ - جماعی که سر پا صورت گیرد. ۵ - جماع آرمش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن شهنشاه که در مصر وفا بود عزیز زد بدان گاو سرپایی و فرمود که خیز
💡 هیچ کس را سرپایی نزد ایام که ما پشت دستی نگزیدیم به دندانی چند
💡 گر سرپایی زنی با دست بخشش فرصت است دولت بیدار در دامان سایل خفته است
💡 زنی گرم سرپایی به دامن تو زنم دست اگرچه خاک رهم، طبع برد بار ندارم
💡 جوهر مردانگی امروز نماید ظهور زن سرپایی به عروس و به نشاط و سرور