دروغگو. [ دُ ] ( نف مرکب ) دروغگوی. دروغ گوینده. که به راستی سخن نگوید. که راست نگوید. آنکه سخن به دروغ گوید. دروغ زن. اَفّاک. افوک. افیک. خَرّاص. سَقّار. طِمرِس. کاذب. کذاب. مائن. معوه. تکذب؛ دروغگو پنداشتن کسی را. تکذیب؛ دروغگو گردانیدن کسی را و گفتن او را که دروغ گفتی. ( از منتهی الارب ).
- امثال:
دروغگو تا در خانه اش، یا دروغگو را تا به خانه رسانند؛ چون دروغگو فراموشکار است و ممکن است راه خانه خود را فراموش کند. ( از مجموعه مختصر امثال چ هند ) ( از فرهنگ عوام ).
دروغگو خانه اش سوخت ( یا آتش گرفت ) کسی باور نکرد. نظیر؛ من عرف بالکذب لم یسمع صدقه. ( امثال وحکم ).
دروغگو خود خود را رسوا می کند. ( امثال و حکم ).
دروغگو دشمن خداست. ( امثال و حکم ).
دروغگو زود مچش گیر می آید. ( امثال و حکم ).
دروغگو کم حافظه است. ( امثال و حکم ). و رجوع به دروغگوی شود.
(ی ) ( ~. ) (ص فا. ) کاذب، دروغ - گوینده.
کسی که سخن دروغ بگوید، دروغ گوینده.
درغگوی دروغ گوینده که به راستی سخن نگوید که راست نگوید
دروغگو (ترانه کوئین). «دروغگو» ( به انگلیسی: Liar ) تک آهنگی از کوئین است که در سال ۱۹۷۴ میلادی منتشر شد.
bugiardo
subdolo
کاذب، دروغ - گوینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنجشنبه ۹ تیر، گروهی از بازنشستگان تأمین اجتماعی استان خوزستان در جلو ساختمان فرمانداری اهواز تجمع اعتراضی بر پا کردند. آنها شعارهایی مانند «رئیسی دروغگو، حاصل وعده هات کو» سر دادند.
💡 و از جمله اسباب رسوایی دروغگو، آن است که: خدای تعالی فراموشی را به او مسلط ساخته و به این جهت دروغی را که می گوید فراموش می کند و خلاف آن را می گوید و رسوا می شود.
💡 ستوده ایم چو اهلی تو را به مهر ای سرو بود که راست شود این دروغگویی ما
💡 او در جریان اعتراضات پارک گزی در توییتر از عباراتی مانند «دیکتاتور، آزاردهنده، تحریککننده، گستاخ، دروغگو» برای رجب طیب اردوغان استفاده کرد و رجب طیب اردوغان از این بابت از او شکایت کرد و خواستار غرامت ۵۰ هزار لیرهای شد.
💡 شرف به همت عالی است نه فخر به استخوانهای خاک شده. دروغگو، اگر حجتی واضح و زبانی راستگو بکار برد، باز متهم بدروغ گفتن است.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به دروغگو دروغگو، خانم داوتفایر، رئیسجمهور آمریکا، فولاد سرد و بهترین زمان اشاره کرد.