خاین

لغت نامه دهخدا

خاین.[ ی ِ ] ( ع ص ) خیانت کننده. دغل. ناراست. نااستوار. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به خائن شود: برسدبه شما خاینان آنچه مستوجب آنید. ( تاریخ بیهقی ).
ز خاین دور باش ای دوست هموار
که خاین را نباشد دین بیکبار.ناصرخسرو.بتضریب نمام خاین بنای آن [ دوستی ] خلل پذیرد. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. خائن ] (اِفا. ) خیانتکار.

فرهنگ فارسی

خیانت کننده، خیانتکار، دغل ونادرست
( اسم ) ۱ - خیانت کننده خیانتکار نادرست دغلکار. ۲ - پیمان شکن زنهار خوار جمع: جانشین.

دانشنامه عمومی

خاین ( به اسپانیایی: Jaén ) یک منطقهٔ مسکونی در پرو است که در منطقه کاخامارکا واقع شده است. خاین ۵۳۷٬۲۵ کیلومتر مربع مساحت و ۸۱٬۵۸۷ نفر جمعیت دارد و ۷۲۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با خاین

💡 مرا نقصی نیابد، گر سفیهان بنقض من فراوان ژاژ خایند

💡 طعمه‌جوی و خاین و ظلمت‌پرست از پنیر و فستق و دوشاب مست

💡 گشته هر ماری و هر موری میر خاین خانه ی اخوان چکنم؟!

💡 گاه در روی این همی خندند گاه دندان بر آن همی خایند

💡 نوحه را صورت ضرر بی‌صورتست دست خایند از ضرر کش نیست دست