خاقان چین

لغت نامه دهخدا

خاقان چین. [ ن ِ] ( اِخ ) پادشاه چین. در ادبیات پارسی پادشاه چین گاهی «فغفور» و گاه «خاقان چین » آمده است:
چو از دور خاقان چین بنگرید
خروش سواران ایران شنید.فردوسی.رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 70 و 82 و 89 و رجوع به خاقان شود.

فرهنگ فارسی

پادشاه چین.

ویکی واژه

خاقان‌چین
ق
نخستین سپهدار خاقان چین..... که تختش همی بر نتابد زمین

جمله سازی با خاقان چین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه نامداران و خاقان چین گرفتند بر شاه هند آفرین

💡 چو این قصه بشنید خاقان چین بر اقبال شه تازه کرد آفرین

💡 بپیران چنین گفت خاقان چین که خود درد ازینست و تیمار ازین

💡 یکی دخترم بد ز خاقان چین که خورشید کردی برو آفرین

💡 بخرگاه خاقان چین آمدند همه دل پر از رزم و کین آمدند

💡 خردمند مردی به خاقان چین چنین گفت کای شهریار زمین

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز