چیره

چیره

واژه چیره در زبان فارسی به معنای قوی، توانا یا برتر است و به شخص یا چیزی اشاره دارد که در یک زمینه خاص برتری یا تسلط دارد. این واژه برای توصیف فردی به کار می‌رود که در کاری مهارت، تخصص و تسلط کامل دارد و توانایی غلبه بر موانع یا رقبای خود را داراست. این کلمه همچنین می‌تواند برای شرایط، نیروها یا عواملی به کار رود که در موقعیتی خاص، بر دیگران یا بر محیط تأثیر و تسلط دارند.

معانی و کاربردها:

توانا و قوی: چیره به معنای فردی است که در انجام کاری مهارت و توانایی بالایی دارد. به‌طور مثال، یک نقاش ماهر می‌تواند آثار هنری خیره‌کننده‌ای خلق کند که نشان‌دهنده تسلط او بر تکنیک‌ها و خلاقیتش باشد.

تسلط و برتری: این واژه می‌تواند به معنای تسلط بر یک موضوع یا مهارت خاص نیز به کار رود. به‌عنوان مثال، فردی که در زمینه مدیریت دارای مهارت است، می‌تواند به‌خوبی گروه‌ها را هدایت کند و تصمیمات مؤثری اتخاذ نماید که به موفقیت سازمان کمک کند.

در ادبیات و شعر:

در ادبیات فارسی، این واژه ممکن است به عنوان صفتی برای توصیف شخصیت‌های قدرتمند یا باهوش به کار رود. شاعران و نویسندگان از این واژه برای بیان برتری‌های فردی یا اجتماعی استفاده می‌کنند.

چیره‌دستی:

این واژه به‌طور خاص در ترکیب‌هایی مانند چیره‌دست نیز به کار می‌رود که به معنای مهارت بالا در یک کار یا حرفه است.

مترادفات کلمه:

این واژه با اصطلاحاتی مانند «غالب»، «توانا»، «سلطه‌گر»، «برتر» و «ماهر» هم‌معنی است و همواره بر مفهوم قدرت، مهارت و برتری تأکید دارد. علاوه بر این، می‌توان مترادف‌هایی مانند «فائق»، «برجسته»، «سرآمد» و «تسلط‌یافته» را نیز برای آن ذکر کرد.

معادل انگلیسی:

معادل انگلیسی این واژه معمولاً Dominant, Superior, Skillful, یا Masterful است، که بسته به زمینه‌ی کاربرد می‌تواند به قدرت، مهارت یا برتری اشاره داشته باشد. به‌طور مثال، Dominant بیشتر بر قدرت و سلطه تأکید دارد، Superior بر برتری و ممتاز بودن، Skillful بر مهارت و توانمندی عملی و Masterful بر تسلط کامل و توانایی حرفه‌ای بالا اشاره می‌کند.

لغت نامه دهخدا

چیره.[ رَ / رِ ] ( ص ) چیر. مستولی. مسلط. ( از برهان ). غالب. ( غیاث اللغات ). پیروز. مظفر. فیروز. ( از ناظم الاطباء ). قاهر. این کلمه با افعال بودن و آمدن و شدن وکردن و غیره صرف شود. 

فرهنگ معین

(رِ ) (ص. ) نک چیر.

فرهنگ عمید

۱. غالب، مسلط، مستولی.
۲. ماهر.
دستار، دستاری که بر سر بپیچند.

فرهنگ فارسی

غالب، مسل، مستولی، گستاخ، دلاور، پیروزی، غلبه
( اسم ) دستاری که بر سر پیچند.
دهیست از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان رضائیه.

فرهنگ اسم ها

اسم: چیره (پسر) (فارسی) (تلفظ: čire) (فارسی: چيره) (انگلیسی: chire)
معنی: غالب، مسلط، مستولی، ماهر، پیروز، دارای مهارت

فرهنگستان زبان و ادب

{dominant} [هنرهای تجسمی] ویژگی بخشی از یک ترکیب بندی که بیش از هر عنصر دیگری بر بیننده تأثیر می گذارد

جمله سازی با چیره

💡 چو بر بیشتر خسروان چیره گشت به شاهی و لشکر کشی خیره گشت

💡 وارونِ ادعاهای بزرگ از سوی یک نسخهٔ خطی جعلی در سدهٔ ۱۸ اکنون باور این است که رومیان هیچگاه حتی بر نیمی از اسکاتلند کنونی چیره نبودند و لژیون‌های رومی پس از پیرامون ۲۱۱ دیگر بر این سرزمین تأثیر نمی‌گذاشتند.

💡 ایران پس از حمله اعراب: پس از چیره شدن اعراب بر ایران، هنر سنتی ایرانیان تحت تأثیر کانون‌های هنر اسلامی که در آن‌ها به کار بردن تصاویر ممنوع شد قرار گرفت.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز