ونکول
لغت نامه دهخدا
ونکول. [ وَ ] ( اِ ) درکارو ضروری و مایحتاج. ( برهان ). کار لازم. امر ضروری.
فرهنگ معین
(وَ ) (اِ. ) کار لازم، امر ضروری.
فرهنگ فارسی
(اسم کار لازم امر ضروری.
جمله سازی با ونکول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام آفرینندهٔ زولو اونکولونکولو است. او خود از نی پدیدار گشت و مردم و دام را بهوجود آورد. او همهچیز را از زمین و آبها گرفته تا حیوانات را آفرید. او نخستین انسان و پدر تمامی مردم شناخته شد. او همان کسی است که به زولوها آموخت که چگونه شکار کنند و چگونه آتش بیفروزند و غذای خود را آماده کنند.
💡 اکتین پروتئین سازندهٔ ساختار میکروفیلامنتها است. سمومی که ذخیره مونومری اکتین را مختل میکنند برای مطالعه پویایی اکتین مناسبند. بعضی از قارچها و اسفنجها سمومی را تولید میکنند که چرخه پلیمری شدن اکتین را هدف قرار میدهند و بنابراین برای سلولهای جانوری سمی / احتمالاً / هستند. به عنوان مثال میتوان از سیتوکالازین و لاترونکولین نام برد.