این کلمه در زبان فارسی معانی متنوعی دارد که شامل موارد زیر میباشد:
جای ولادت یا محل تولد: در این معنا، مولد به مکان یا جایی اشاره دارد که یک فرد در آن متولد شده است. این واژه میتواند به عنوان نمادی از هویت فرهنگی و اجتماعی فرد نیز به کار رود، زیرا زادبوم با خاطرات و ریشههای فرهنگی فرد پیوند دارد.
زمان ولادت: در این کاربرد، مولد به زمان یا دورهای اشاره دارد که یک فرد به دنیا آمده است. این واژه میتواند در متون تاریخی یا ادبی به زمان خاصی اشاره کند که یک شخصیت یا فرد در آن متولد شده و با اهمیت و رویدادهای خاصی همراه است.
تولیدکننده و زاینده: در این معنا، مولد به شخص یا چیزی اشاره دارد که تولید یا زایش میکند. این واژه میتواند به انواع مختلفی از تولیدکنندگان، از جمله افراد، موجودات زنده یا حتی اشیاء اشاره کند که قابلیت تولید یا زایش دارند.
ژنراتور در زمینه برق: در این کاربرد، مولد به معنای ژنراتور یا دستگاهی است که انرژی الکتریکی تولید میکند. این نوع دستگاهها در صنایع و سیستمهای برقرسانی به کار میروند و وظیفه آنها تبدیل انرژی مکانیکی یا سایر انواع انرژی به انرژی الکتریکی است.
مولد. [ م َ ل ِ ] ( ع مص ) ولاد. ولادة. الادة. ( ناظم الاطباء ). ولادت. زادن. و رجوع به ولادة شود.
مولد. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) زمان ولادت. ( آنندراج ) ( غیاث ). هنگام زادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هنگام تولد. زایچه. گاه زادن. هنگام زادن. زمان زادن. سال ولادت. تاریخ ولادت. ( یادداشت مؤلف ). || جای زادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جایی که در آنجا کسی از مادر متولد گردد. زادبوم. خُهْر. وطن. زانیج.( ناظم الاطباء ). جای ولادت و وطن. ( غیاث ) ( آنندراج ). آنجا که بچه بر زمین آید. ( السامی فی الاسامی ) ( از مهذب الاسماء ). مثبر. مسقطالرأس. محل ولادت. جای زادن بچه. آنجا که بچه بر زمین آید گاه زادن. زادگاه. زادبوم. جای زادن. زادبود. ( یادداشت مؤلف ):
چرا پس چون هوا او را به قهر از سوی آب آرد
به ساعت باز بگریزد به سوی مولد و منشا.ناصرخسرو.مهر و ماه او را دو طفلانند اینک هر دو را
گاهواره بابل و مولد خراسان آمده.خاقانی.ترک چون هست به انداختن زوبین جلد
چه زیان دارد اگر مولد او دیلم نیست.خاقانی.بخندید و از مولدم پرسید. گفتم از خاک پاک شیراز. ( گلستان ).
مولدم جام و رشحه قلمم
جرعه جام شیخ الاسلامی است.جامی.|| زمان ولادت حضرت محمد( ص )، چنانکه میلاد، زمان ولادت حضرت عیسی علیه السلام را گویند. ( از ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح نجوم ) هنگام زادن و برآمدن مردم که طالع هرکس را از شکلهای کواکب که در آن وقت بوده گیرند.بیرونی گوید: او را [ مردم را ] دو ابتداست یکی وقت کِشتن و او را مسقطالنطفه خوانند و دیگر وقت برآمدن و آن زادن است و او را مولد خوانند. از کواکب و شکلهای ایشان اندر وقت مولد، هیلاج دانسته آید و کذخداه و مبتزها و عطیات و زیادت و نقصانات و قواطع. وز تحویل سالهای مولد، انتهاها دانسته آید و تسییرها و خداوندان دور و جان بختار و مدبر و خداوند هفته و فرداها. ( التفهیم ص 519 ). مولد چون به جای باید آوردن و عملش چگونه است ؟ چون بچه از مادر جدا شود ارتفاع آفتاب بگیر اگر روز باشد، و طالع و درجه او بیرون آر که آن طالع مولدش باشد و گر شب بود ارتفاع کوکبی گیر از کواکب ثابته معروف کاندر عنکبوت اسطرلاب باشد وز وی طالع بیرون آر. ( التفهیم ص 527 ).
مولد. [ ل ِ ] ( ع ص ) امرأة مولد؛ زن زاینده. ج، موالید، موالد. ( ناظم الاطباء ). مادر. ( آنندراج ). || ( از ماده ایلاد ) پدیدآورنده. پیداآورنده. ( یادداشت مؤلف ):
(مُ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - زادگاه. ۲ - هنگام زادن. ج. موالد.
(مُ وَ لِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) تولید کننده، زاینده.
(مُ وَ لَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - تولید شده، زاییده. ۲ - پدید آورده. ۳ - شخص عجمی که در عرب پرورش یافته. ۴ - کلام ساخته و بر بافته. ۵ - لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند. ۶ - لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث. ج. (برای کسان ) مولدین.
۱. جای ولادت، محل تولد، زادبوم.
۲. زمان ولادت.
در زبان عربی، ویژگی هریک از کلمات ساختگی یا غیر عربی.
۱. تولیدکننده، زاینده، به وجودآورنده، زایا.
۲. (اسم ) (برق ) ژنراتور.
( اسم ) محلی است در ماشین حروفچینی جدید که سطر ماتریس در آنجا قرار میگیرد و دیگ سرب بان نزدیک شده شکل حروف ریخته میشود.
محلی است در ماشین حروفچینی جدید که سطر ماتریس در آنجا قرار می گیرد ٠
[فیزیک] ← مولد برق
(برای کسان)
تولید شده، زاییده.
پدید آورده.
شخص عجمی که در عرب پرورش یافته.
کلام ساخته و بر بافته.
لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند.
لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث.
مولدین.
تولید کننده، زاینده.
زادگاه.
هنگام زادن.
موالد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاریخ مولدش خرد اندیشه کرد و گفت: «آن گوهر یگانه، یتیم آمد از صدف »
💡 خودروی برقی که از سلول خورشیدی برای تأمین برق خود استفاده میکند خودروی خورشیدی و خودرویی که برای تأمین برق از مولد بنزینی استفاده میکند خودروی هیبریدی نامیده میشود. خودرویی که فقط از باتری همراه برای تأمین برق مورد نیاز خود استفاده میکند خودروی تمام-برقی نامیده میشود. معمولاً منظور از خودروی برقی، خودروی تمام-برقی است.
💡 به هیچ نوع گناهی دگر نمی دارم مرا جز اینکه ازین شهر مولد و منشاست
💡 پی چراغان در مولد چنین مولود بروز روشن آبستن است شب همه شب
💡 یک پیغام حاوی خطا میتواند با یک کار بسیار سر راست شناسایی شود، به طوری که تقسیم چندجملهای بر چندجملهای مولد باقیماندهٔ غیر صفر میدهد.