کلمه منش در زبان فارسی به معنای خلق و خو، ماهیت یا شخصیت است. این واژه به ویژگیها، رفتارها و خصوصیات روانی فرد اشاره دارد که به شکلگیری شخصیت و نحوه تعامل او با دیگران کمک میکند.
ریشه کلمه:
این واژه از ریشه منشأ به معنای منبع یا آغاز گرفته شده و به نوعی به جنبههای درونی و بنیادین شخصیت اشاره دارد.
کاربرد:
واژه منش برای توصیف ویژگیهای اخلاقی و رفتاری افراد به کار میرود. به عنوان مثال، میتوان گفت: او دارای منش نیکو و اخلاق پسندیدهای است.
این واژه همچنین میتواند به نوع رفتار یا شیوهی برخورد فرد با مسائل مختلف اشاره کند.
منش. [ م َ ن ِ ] ( اِ ) خوی و طبیعت، چه منشی به معنی طبیعی است. ( برهان ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). خوی و طبع و طبیعت و خصلت و نهاد و سرشت. ( ناظم الاطباء ). فطرت. طینت. جبلت. عادت. ( یادداشت مرحوم دهخدا )
(مَ نِ ) [ په. ] (اِمص. ) خوی، سرشت.
۱. خو، سرشت، طبیعت.
۲. همت.
منشن: خو، سرشت، طبیعت، به معنی همت هم گفته شده
۱ - ( اسم ) اندیشه کردن تفکر: [ معجز پیغمبر مکی تویی به کنش و به منش و به گوشت. ] ( محمد مخلد سگزی. تاریخ سیستان ص ۲ ) ۲۱۲ - ( اسم ) خوی عادت طبیعت. ۳ - طبع بلند شخصیت عالی: [ ولیکن هر آن کس گزیند منش بباید شنیدش بسی سرزنش. ] ( شا.بخ ۱۶۹: ۱ )
اسم: منش (پسر) (پهلوی) (تلفظ: maneš) (فارسی: مَنِش) (انگلیسی: manesh)
معنی: خو، سرشت، طبیعت، همت، اخلاق و رفتاری که ناشی از خوی و خصلت ها و عادت های رفتاری یک شخص است، خوی، شخصیت برجسته و عالی، طبع عالی، ( درقدیم ) اندیشه، تفکر، تصمیم، قصد، نیت، مزاج