مشک سا

لغت نامه دهخدا

مشک سا. [ م ُ / م ِ ] ( ص مرکب ) مانند مشک.( ناظم الاطباء ). مشک سای. و رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ معین

(ی ) ( ~. ) (ص فا. ) ۱ - آن که مشک را بساید. ۲ - کنایه از: معطر.

فرهنگ عمید

۱. آن که مشک بساید.
۲. [مجاز] خوش بو، معطر: تاب بنفشه می دهد طرۀ مشک سای تو / پردۀ غنچه می درد خندۀ دلگشای تو (حافظ: ۸۲۲ )

ویکی واژه

آن که مشک را بساید.
کنایه از: معطر.

جمله سازی با مشک سا

💡 زهی بریخته بر لاله مشک سارا را شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

💡 غلامان را بگو تا عود سوزند کنیزک را بگو تا مشک ساید

💡 به رویش همی بر دمد مشک سارا مگر راه بر طبل عطار دارد

💡 چو گلبن قامتش در جلوه سازی چو سنبل گیسویش در مشک سایی

💡 مشعل آفتاب شد، تیره زدود آه من تا مه عرضت گرفت از خط مشک سا کلف

💡 خبردار ای لاله از داغ خود باش که باد صبا می کند مشک سایی

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز