مردکه

لغت نامه دهخدا

مردکه. [ م َ دَ ک َ / ک ِ ] ( اِ مصغر ) ( از: مرد + «ک » علامت تصغیر +تحقیر + «ه » ) در تداول عامه. گاه مردکه را به معنی آن مرد و مرد معهود به کار برند. رجوع به مردک شود.

فرهنگ معین

(مَ دِ کِ ) (اِمصغ. ) = مرتیکه: مردک، برای توهین و تحقیر به کار می رود.

فرهنگ فارسی

مردک. توضیح در مورد توهین بکار رود: مگر فضولی ? بتو چه ? مردک. جلنبری. حرف دهنت را بفهم...

جمله سازی با مردکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مرد که زان مرد که هم (مردکه)تر بود دیدی چه خبر بود

💡 حیف از قدم مردکه در عرصهٔ همت سربازی شمعش گل دستار نگردد

💡 بگفت این و برخاست مردکهن برون رفت گریان از آن انجمن

💡 به‌مردم‌بر افسوس و خواری مکن بویژه به مه‌سال مردکهن

💡 حالت مرد دنیا است بر این گونه بهار ای‌خوش آن‌مردکه در دیده نیاید دنییش

💡 آن مردکه خر، که وکیل همدان است دیدی که چسان است

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز