ماشینی. ( ص نسبی ) منسوب به ماشین. و رجوع به ماشین شود. || جنسهایی که با ماشین ساخته و تهیه می شود مشروط بر آنکه نوع دستی و غیرماشینی آن نیز موجود باشد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
- برنج ماشینی؛ برنجی که به وسیله ماشین پوست آن گرفته و تمیز می شود. مقابل برنج دنگی.
- نان ماشینی؛ نانی که به وسیله ماشین تهیه و پخته می شود.
(ص. ) ۱ - مربوط یا منسوب به ماشین. ۲ - انجام شده یا ساخته شده به وسیلة ماشین. ۳ - همانند ماشین.
( صفت ) منسوب به ماشین. ۱- جنسی که با ماشین ساخته و تهیه شود یا برنج ماشینی. برنجی که بوسیل. ماشین پوست آن گرفته وتمیز میشود مقابل برنج دنگی. یا نان ماشینی. نانی که بوسیل. ماشین تهیه و پخته شود. ۲- مانندماشین: ماشینی کار میکند.
{mechanized, mécanisé (fr. )} [علوم مهندسی، عمومی] ویژگی آنچه به جای نیروی انسان و حیوان، با استفاده از ماشین تولید یا بازتولید شده باشد
مربوط یا منسوب به ماشین.
انجام شده یا ساخته شده به وسیلة ماشین.
همانند ماشین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هدف یادگیری ماشینی این است که رایانهها و سامانهها بتوانند به تدریج و با افزایش دادهها کارایی بهتری در انجام وظیفهٔ مورد نظر پیدا کند.
💡 طیف پژوهشهایی که در یادگیری ماشینی میشود گستردهاست.
💡 کاوشهای ماشینی در متون حالتی خاص از زمینهٔ عمومیتر کاوش در دادهها بوده و به آن دسته از کاوشها گفته میشود که در آنها دادههای مورد مطالعه از جنس متون نوشته شده به زبانهای طبیعی انسانی باشد.
💡 صدای ئیاِسپیک به دلیل استفاده از سنتز سازند ماشینی است لیکن این طراحی باعث میشود که گفتار آن حتی در سرعتهای بالا قابل درک باشد.
💡 "با این حال، از بحث فوق آشکار است که ماشینهای هوشمند مستقل از خواست و اراده برنامه نویسانشان، مقادیر، مفروضات و اهداف را در خود نگهمیدارند. به این ترتیب با ارتقای هوشمندی کامپیوترها و رباتها، ضروری است که به دقت و صراحت در مورد اینکه این مقادیر درونی چه باشند،بیندیشیم. مطابق با روح سه قانون روباتیک از آسیموف، شاید آنچه ما به آن نیاز داریم، در واقع، نظریه و عملی از اصول اخلاق ماشینی باشد،. "