سناء

لغت نامه دهخدا

سناء. [ س َ] ( ع اِ ) بلندی. رفعت. ( ناظم الاطباء ). || ( ع مص ) صاحب بلندی و رفعت گردیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع. ] (اِمص. ) ۱ - روشنایی، فروغ. ۲ - بلندی، رفعت.

ویکی واژه

روشنایی، فروغ.
بلندی، رفعت.

جمله سازی با سناء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی ابو سعید الخدری، قال: قال رسول اللَّه (ص): «إنّ عیسی بن مریم ارسلته امّه الی الکتّاب، فقال له المعلم: قل بسم اللَّه. فقال عیسی، الباء بهاء اللَّه و السین سناء اللَّه، و المیم ملک اللَّه».

💡 قطعه دوم منسوب به سناء الملک است ولی من بنده در دیوان زین الدین ابو حفص عمربن مظفربن عمرالوردی الشافعی آنرا یافته ام و آن اینست

💡 ابن عباس بجواب نافع بن الازرق که از وی تفسیر این حروف پرسید گفت: حا، حلم خداوند است جل جلاله، میم مجد او، عین علم او، سین سناء او، قاف، قدرت او.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز