قریحه

لغت نامه دهخدا

( قریحة ) قریحة. [ ق َ ح َ ] ( ع اِ ) اول آبی که از چاه برآید. || اول هر چیزی. || طبیعت مردم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). ج، قرائح. ( منتهی الارب ). و این معنائی است مستعار. ( اقرب الموارد ): قریحةالانسان؛ طبیعتهم التی جُبل علیها. ( بحر الجواهر ).

فرهنگ معین

(قَ حَ یا حِ ) [ ع. قریحة ] (اِ. ) طبع، ذوق.

فرهنگ عمید

۱. استعداد.
۲. ادراک و قدرت طبیعی در آفرینش و درک آثار هنری.
۳. طبع و ذوق طبیعی در سرودن شعر و نویسندگی.
۴. [قدیمی] اول هر چیز.

فرهنگ فارسی

اول هرچیز، قرائح جمع، طبع، ذوق، ادراک وقدرت طبیعی درگفتن شعروکتابت
( اسم ) ۱ - طبیعت طبع ۲ - ادراک اندر یافت ۳ - طبع شعر و نویسندگی: تا کسوتی زیبنده از دست باف قریحه خویش درو پوشم.جمع: قرایح ( قرائح ) قریحه خراشیدن. ( مصدر ) بقریحه خود فشار آوردن: متکلفی خاطر رنجانیده است و قریحت خراشیده.

جمله سازی با قریحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و حال که «کشکول » پربار شد، چشم خویش را در گلستانهایش سیر ده و قریحه ی خویش را از برکه هایش سیراب ساز و طبع خویش در بستانهایش سیر کن.

💡 اگر قریحهٔ نظمت بود ز غصه مرنج بخوان زگفتهٔ من این قصیده را از بر

💡 مرا که آتش دل مرده ز آب ‌کید حسود حدیث پخته چسان خیزد از قریحهٔ خام

💡 بایسنقر در نقاشی و موسیقی نیز قریحه‌ای ذاتی داشت، اما توانایی‌هایش را بیشتر در خوشنویسی به کار برد.

💡 چنان فسرده شها خاطر از قریحه نظم که لال گشته چو سوسن بصد هزار زبان

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز