قرو

لغت نامه دهخدا

قرو. [ ق َرْوْ ] ( ع اِ ) حوض. || جوی بزرگ ودراز که در آن ستوران آب خورند. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زمین که قطع نشود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الارض لاتکاد تقطع. ( اقرب الموارد ). || آب راهه انگوردان و شکاف آن. || بن درخت خرما و جز آن که آن را کاواک کنند و در وی نبیذ ریزند و از آن تغاره بزرگ سازند. || پنگان و قدح چوبین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || آوند خرد از آن وکاسه تنگ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). ج، اقراء،اَقْر، اَقْرِوة، قُری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قرو. [ ق َرْوْ ] ( ع مص )آهنگ کردن و جستن بلاد. || پیروی نمودن. || نیزه زدن. || فراخ و کلان گردیدن پوست خایه از باد یا از آب یا از فرودآمدن روده ها. قر شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قرو. [ ق َرْوْ ] ( اِخ ) یکی از قلعه های یمن در طرف صنعاء، و ازآن ِ طائفه بنی هرش است. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

یکی از قلعه های یمن در طرف صنعائ و آن از طائفه بین هرش است.

جمله سازی با قرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این عید باد میمون بختش بود همایون با عیش باد مقرون با ناز باد همسان

💡 ای پیر جوان، تویی که در خانقهت مقرون به اجابت است پیوسته دعا

💡 با شادی و عشرت دل احباب تو مقرون با محنت و غم، خاطر اعدای تو توأم

💡 جهان به کام تو بادا که جز درین معنی دعای من به اجابت نمی شود مقرون

💡 که خدا گفت بنده‌ای را چون دوست دارم به وی شوم مقرون

💡 به خرمی جفت به فیض مقرون چو گشت نوروز به فر میمون

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز