غلامبارگی

لغت نامه دهخدا

غلام بارگی. [ غ ُ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) غلام باره بودن. امردپرستی. شاهدبازی. بچه بازی. کپه دوزی:
بونعیم را گفت: به غلام بارگی پیش ما آمده ای. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 417 ). رجوع به غلام باره شود.
ای خواجه به بند زن چرا درماندی
چون تخم غلام بارگی بفشاندی.خاقانی.

فرهنگ معین

( ~. رِ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) شهوترانی با پسر بچه.

فرهنگ عمید

غلام باره بودن، امردپرستی، بچه بازی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت غلامباره امرد پرستی شاهد بازی.

ویکی واژه

شهوترانی با پسر بچه.

جمله سازی با غلامبارگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گیرم ندهی جامگی و بارگیم آخر ندهی سیم غلامبارگیم

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز