عظمی
مترادفها
اعظم، بزرگ
متضادها
کوچکترین، حقیرترین، پستترین
لغت نامه دهخدا
عظمی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عظم. استخوانی. رجوع به عظم شود. || کبوتر که رنگش مایل به سپیدی باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عظمی. [ ع ُ ما ] ( ع ن تف ) مؤنث اعظم. بزرگ و بزرگتر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مصیبت عظمی. موهبت عظمی: در آن عرصه عظمی و انجمن کبری اول خطابی کند، سؤال از ایشان کند.( کشف الاسرار ج 2 ص 528 ). عرض کرامت فرماید مشایخ کبار و سادات ابرار را در این مصیبت عظمی و داهیه کبری. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 460 ). رجوع به اعظم شود.
- وزارت عظمی؛ مقام بزرگترین وزیران و مقام وزیر اول و صدر بزرگ. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(عُ ظْ ما ) (ص. ) مؤنث اعظم،بزرگ تر.
فرهنگ فارسی
مونث اعظم، بزرگتر
( صفت ) مونث اعظم بزرگتر: در آن عرصه عظمی و انجمن کبری اول خطابی کند سوال ازیشان کند...
منسوب به عظم استخوانی
ویکی واژه
مؤنث اعظم؛بزرگ
جمله سازی با عظمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهر و مه باشند هر دو نیرین اعظمین دیدهٔ افلاک زایشان روشن و بینا بود
💡 در دل خاک شود زین غم عظمی چو هلاک افکند زلزله در عالم ایجاد فلک
💡 پرده برداریم اگر از داغ عالمسوز عشق خاکدان آفرینش را سواد اعظمیم
💡 شاهان نهاده پیش لبت مهر بر دهان زان اسم اعظمی که بود بر نگین تو
💡 خواهی که از این درگاه، بی فیض نمانی تو زنهار مده از دست، این دولت عظمی را
💡 نقطه موهوم کز خردی نمی آید به چشم پیش چشم خرده بین ما سود اعظمی است
💡 در بررسیهای آسیبشناسی، پزشکان با دقت بسیار زیاد بافت عظمی را مورد مطالعه قرار میدهند تا میزان تراکم و سلامت استخوانهای بیمار را به طور کامل ارزیابی کنند.
💡 رشد صحیح بافت عظمی در دوران کودکی برای داشتن یک ساختار بدنی سالم و جلوگیری از مشکلات ستون فقرات در آینده بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 برخی بیماریهای نادر میتوانند باعث تخریب سریع بافت عظمی و کاهش مقاومت استخوانها در برابر ضربات وارده شوند که نیاز به درمانهای تخصصی دارد.