متعظم

مترادف‌ها

بزرگ، باشکوه، عالی‌قدر، بزرگوار

متضادها

حقیر، ناچیز، کوچک

لغت نامه دهخدا

متعظم. [ م ُ ت َ ع َظْ ظِ ] ( ع ص ) بزرگی نماینده و بزرگ منشی کننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متکبر و خودبین و بزرگوار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعظم شود.

جمله سازی با متعظم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 32 - قد اخرج الصدوق بسنده عن الحسن بن على بن محمد عليهم السلام فى حديثطويل عن اميرالمومنين عليه السلام قال له رجل: فما تفسير قوله الله ؟قال: هو الذى يتاله اليه عند الحوايج و الشدائدكل الدنيا و متعظم فيها و ان عظم غنائه و طغيانه و كثرت حوائج من دونه اليه فانهمسيحتاجون حوائج لا يقدر عليها..فينقطع الى الله عند ضرورته و فاقته الحديث.)

💡 در مراسم‌های رسمی و تشریفات دولتی، معمولاً از عناوین و کلمات بسیار متعظم و محترمانه برای خطاب قرار دادن مقامات بلندپایه و شخصیت‌های برجسته استفاده می‌شود.

💡 بنای تاریخی که در مرکز شهر قرار دارد، با آن معماری متعظم و شکوه خاص خود، نگاه هر بیننده را به سمت خود خیره می‌کند.

💡 او با ظاهری بسیار متعظم و وقاری بی‌نظیر وارد سالن شد که باعث شد همه حاضران در سکوت و احترام به او گوش فرا دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران