لغت نامه دهخدا
صرف نظر. [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) چشم پوشی. اغماض.گذشت. تعمیة. غمض عین. رجوع به صرف نظر کردن شود.
صرف نظر. [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) چشم پوشی. اغماض.گذشت. تعمیة. غمض عین. رجوع به صرف نظر کردن شود.
چشم پوشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مسیر برنامهریزی سفر، به این فکر کنید که چه گزینههایی را برای ارتباط در اختیار مشتریان هدف خود قرار میدهید و چقدر این گزینهها با موارد مورد اهمیت آنها همخوانی دارد. این فهرست به شما کمک میکند که تفاوتها را درک کرده و حتی گزینههایی که دیگر مهم نیستند و باید از آنها صرفنظر کنید را شناسایی نمایید.
💡 ۲. اگر یکی از والدین مبتلا باشد حداکثر ۵۰٪ احتمال ابتلای فرزندان وجود دارد (صرفنظر از جهش و بروز). اگر والد بیمار هتروزیگوت باشد احتمال بیماری نوزادان یک چهارم است.
💡 ماده ۱۲ـ در مواردی که استاندار حضور مدیری را در استان و فرماندار حضور رئیس ادارهای را در شهرستان در زمان معین ضروری بدانند مدیر یا رئیس مزبور موظف است از مرخصی یا مأموریت در آن زمان صرفنظر نموده و در محل خدمت خود حضور یابد.
💡 اگر آللهای یک صفت روی کروموزومهای اتوزوم باشند آن صفت وراثت اتوزومال دارد (یعنی به نسبت مساوی احتمال دارد به فرزندان صرفنظر از جنسیت به ارث برسد) وگرنه انتقال آن تابع جنسیت خواهد بود.
💡 اتحادیههای اعتباری با بانکها وسایر موسسات مالی متفاوت هستند از این بابت که کسانی که حسابهایی در اتحادیه اعتباری دارند اعضا و مالکان هستند، و هیئت مدیره را در سیستم یک شخص یک رأی صرفنظر از حجم سرمایهگذاری شان انتخاب میکنند، با مأموریتی برای "جامعه محور بودن "و "خدمت به مردم، نه سود".
💡 پس از کنارهگیری از سینما مدتی با حمایت محمود قربانی مشغول به تمرین خوانندگی شد ولی سرانجام از این تصمیم صرفنظر کرد و برای همیشه از دنیای هنر خداحافظی کرد. اطلاعاتی مبنی از مسافرت و زندگی او در آمریکا و شهر لوسآنجلس در مطبوعات پیش از انقلاب چاپ شد ولی بعد از سال ۱۳۵۶ دیگر خبری از وی در مطبوعات منتشر نشد.