سمح

واژه «سمح» در لغت عربی دارای چندین معنای نزدیک به هم است که هم در قالب صفت و هم در قالب فعل به کار رفته و در متون کهن به فراوانی دیده می‌شود. در کاربرد وصفی، «سمح» به معنای انسان آسان‌گیر، نرم‌خو، جوانمرد و بخشنده است و به کسی گفته می‌شود که در رفتار و برخوردهای اجتماعی خود سخت‌گیری و تنگ‌نظری ندارد. این واژه در بسیاری از منابع لغوی در برابر خصلت‌هایی مانند بخل، خشونت و سختگیری قرار می‌گیرد و بیشتر بر روحیه سخاوت و بزرگواری دلالت دارد. در برخی کاربردها نیز «سمح» به معنای چیز آسان و روان آمده است، به‌گونه‌ای که انجام آن بدون مشقت و دشواری صورت می‌گیرد. همچنین در معنای فعلی، «سَمَحَ» به مفهوم بخشیدن، گذشت کردن و عطا نمودن استعمال شده است که نشان‌دهنده جنبه اخلاقی و انسانی این ریشه است. در ادبیات عرب، از این واژه برای توصیف انسان‌های بزرگ‌منش و اهل گذشت بسیار استفاده شده است. از نظر ساختاری، جمع آن به صورت «سُمَحاء» نیز به کار می‌رود که بر گروهی از افراد بخشنده و جوانمرد دلالت دارد. در مجموع، «سمح» واژه‌ای است که هم بار اخلاقی مثبت دارد و هم مفهوم سهولت و آسانی را در خود جای داده است. بنابراین این واژه در هر بافتی که به کار رود، نوعی نرمی، بزرگواری و آسان‌گیری را در معنا منتقل می‌کند.

لغت نامه دهخدا

سمح. [ س َ م َ ] ( ع مص ) جوانمرد گردیدن. جوانمرد کردن. || بخشیدن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
سمح. [ س َ ] ( ع ص ) آسان و جوانمرد. ( منتهی الارب )( آنندراج ). سفر. ج، سُمَحاء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ). || عود سمح؛ چوب بی گره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سمحاء. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(سَ مِ ) [ ع. ] (ص. )۱ - بخشنده. ۲ - آسان.
(سَ مَ ) [ ع. ] (مص ل. ) جوانمرد گردیدن، اهل بخشش شدن.
(سَ ) [ ع. ] (ص. ) جوانمرد، بخشنده.

فرهنگ فارسی

۱ - بخشنده سخی. ۲ - آسان سهل.

ویکی واژه

جوانمرد، بخشنده.
جوانمرد گردیدن، اهل بخشش شدن.
بخشنده.
آسان.

جمله سازی با سمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل در اشیاء اباحت زان اوست ملت و سهل و سمح در کار اوست

💡 لو لا الملامه او حذاری سبة لوجدتنی سمحا بذاک مبینا