فرهنگ معین
(سُ فَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سفیه.
(سُ فَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سفیه.
جِ سفیه.
💡 کنون بدیدم و دانستم من بدین سفهاء که ناستوده فعالند و ناخجسته سر
💡 ما ان اخوک مهلهلا بشواردی شهد الشهداء و هلهل السفهاء
💡 و مکاید السفهاء واقعه بهم و عداوه الکبراء بئس المقتنی
💡 إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ یعنی ان الکائنات الا اختبارک. نیست این بودنیها که میبود مگر آزمایش تو، و قیل: تلک الفتنة الّتی وقع فیها السفهاء لم تکن الا اختبارک و ابتلاؤک.
💡 و این آیت در ابتداء اسلام آمد که هنوز فرمان بقتال نیامده بود، و مسلمانان را قوت نبود. پس از آن اسلام قوی شد، و مسلمانان انبوه شدند، و آیت قتال آمد، و این منسوخ شد. قال بعضهم: فی هذه الایة دلالة ان علی المحق ان یکفّ عن سبّ السفهاء الذین یتسرّعون الی سبّه مقابلة له، لأنّه بمنزلة البعث علی المعصیة.