سرایش. [ س َ ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از سراییدن.( حاشیه برهان قاطع چ معین ). زبان قال که سخن گفتن و نغمه پردازی آدمیان و سرود مرغان باشد. ( برهان ). نغمه پردازی و گویندگی. ( رشیدی ) ( آنندراج ):
سراینده مرغی از این بوستان
سرایش چنین کرد با دوستان.امیرخسرو ( از جهانگیری ).- ناسرایش؛ لال.
|| ( اِ ) نام آهنگی است. رجوع به آهنگ شود.
(سَ یا سُ یِ ) ۱ - (اِمص. ) سرودن. ۲ - (اِ. ) نغمه، سرود.
۱. سرایندگی، آوازخوانی، نغمه پردازی.
۲. نغمه، سرود.
سراییدن
۱ - ( اسم ) عمل سرودن. ۲ - ( اسم ) نغمه سرود ( انسان و پرندگان ).
اسم: سرایش (پسر) (فارسی) (تلفظ: so(a)rāyeš) (فارسی: سرايش) (انگلیسی: sorayesh)
معنی: عمل سرودن، ( اسم مصدر از سرودن و سراییدن )، سرایندگی
{sight-singing} [موسیقی] اجرای آوازی تمرین های موسیقی با تلفظ نام نُت ها یا با تکرار هجاهایی مانند آ، ای، ها
سرودن.
نغمه، سرود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصافش بروز رزم، سپاهش بروز عرض بساطش بروز بزم، سرایش بروز بار
💡 شاعران بزرگی همچون خاقانی و نظامی به ترتیب تحفةالعراقین و مخزنالاسرار را تحت تأثیر مستقیم این منظومه سرودند و سالها بعد، عطار و مولوی سرایش مثنویهای عرفانی را به اوج تکامل رساندند.
💡 تمنایش چو گردد گرد خاطر مضطرب گردم چو محتاجی که گردد در سرایش میهمان پیدا
💡 معشوق من چو هست سرایش چو بتکده من سال و ماه بتکده را در همی زنم
💡 سایه هم در آغاز همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزلسرا بود، همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود، دنبال کرد.