رهایش. [ رَ ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از رستن و یا رهیدن ( ماده مضارع ره ). ( از یادداشت مؤلف ). رهادن. ( ناظم الاطباء ). || نجات. خلاص. آزادی. خلاصی. ( ناظم الاطباء ):
چو ماهی به سینه درون جان تو
چنان می زبهر رهایش طپد.ناصرخسرو.برآسمان ز کسوف سیه رهایش نیست
مر آفتاب درخشان و ماه تابان را.ناصرخسرو.اندرین زندان سنگین چون بماندم بی زوار
از که جویم جز که ازفضلت رهایش را سبب.ناصرخسرو.- رهایش بخشیدن؛ رهایی بخشیدن. نجات دادن. ( یادداشت مؤلف ): تنفیس؛ رهایش بخشیدن از غم. ( منتهی الارب )
- رهایش جستن؛ رهایی جستن. خلاص طلبیدن. ( یادداشت مؤلف ). مؤائلة. وئال. وأل. وؤول. وئیل. ( منتهی الارب ).
- رهایش یافتن؛رهایی یافتن. ( یادداشت مؤلف ): چون از آن سختی رهایش یافتم... ( مقامات حمیدی ).
(رَ یِ ) (اِمص. ) نجات، خلاص.
رهایی، آزادی، نجات.
رهیدن
( اسم ) خلاص نجات ( از قید و بند ).
اسم مصدر از رستن و یا رهیدن یا آزادی و خلاصی.
💡 خوشوقت از این باش که بآرزوهایت در رسی چرا که رسیدن به اوج عزت در سیر مسیر شود. و آن جا که کم نصیبی خسته ات میدارد، رهایش کن. چرا که رنج بسیار چاره نسازد.
💡 از آغاز یورش ژاپن به چین، چینیها از جامعهٔ جهانی و همسایگان درخواست کمک کردند اما حمایتی صورت نگرفت. تنها هنگامی که چین درخواست یک جلسهٔ اضطراری جامعه ملل داد یک کمیتهٔ تحقیق تشکیل شد و نتیجهٔ آن ارائهٔ گزارش لیتون بود که در آن ژاپن به دلیل رفتارهایش محکوم شده بود اما هیچ پیشنهادی برای حل این مشکل ارائه نشده بود. در مقابل ژاپن هم در ۲۷ مارس ۱۹۳۳ از جامعهٔ ملل خارج شد.
💡 اوج گردون بر او جز که به پستی نبود کارهایش زسر نفس پرستی نبود
💡 آرش سبحانی بهعنوان ترانهسرای گروه کیوسک برای انجام سخنرانی پیرامون کارهایش یا شرکت در میزگرد دربارهٔ فرهنگ امروز ایران، مهمان دانشگاههای هاروارد، برکلی و استنفورد بودهاست. وی از اعضا مؤسس بنیاد ایرانندا میباشد.
💡 اگر ز رای تو تاثیر یافتی گردون دو طوق زرین گشتی به شکل اژدرهایش
💡 «انواع قاطر» در ۱۹۹۹ عرضه شد و همچنین یک جایزهٔ گرمی برد و برای اینکه به ما اثبات کند که طبقهبندی کردن کارهایش غیرممکن است، همزمان نامزد دریافت بهترین آلبوم فولک معاصر (که برنده آن شد) و بهترین اجرای راک مرد برای آهنگ «صبر کن» شده بود.