رم دادن

مترادف‌ها

اشاره کردن، کنایه زدن

متضادها

نگه داشتن، ممانعت کردن

لغت نامه دهخدا

رم دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) رمانیدن. رماندن. رجوع به رمانیدن و رماندن شود.

فرهنگ معین

(رَ. دَ ) (مص م. ) ترساندن، گریزاندن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ترساندن و گریزاندن جانوران شکاری و غیره.
رمانیدن رماندن

ویکی واژه

ترساندن، گریزاندن.

جمله سازی با رم دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جان به تعجیل چنان می‌رود امشب، که مگر وعده وصل تو در روز شمارم دادند

💡 چو گشتی در درم دادن کرم کوش ز فر یاد درم خواهان مکن جوش

💡 نشاه می‌خواستم از باده، خمارم دادند روز روشن طلبیدم شب تارم دادند

💡 لاجرم دادند بی‌بیم آشکار در بهای طبل و دف مال زکات

💡 شایدش گردد گرفتن‌های مفلس عذرخواه زحمتی کز شرم دادن‌ها توانگر می‌کشد

💡 بازیکن فوتبال با یک حرکت سریع و ظریف سعی کرد توپ را به سمت هم‌تیمی خود رم بدهد تا فرصت گلزنی ایجاد شود.

💡 او در هنگام صحبت کردن، مدام سعی می‌کرد با رم دادن کلمات و جملات، توجه مخاطبان را به سمت موضوع اصلی بحث جلب کند.

💡 وقتی بچه با هیجان اسباب‌بازی خود را به سمت پدرش رم داد، لبخند رضایت بر لبان پدر در فضای خانه نقش بست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران