لغت نامه دهخدا
رضایت بخش. [ رِ ی َ ب َ ] ( نف مرکب ) رضایت بخشنده. راضی کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). مورد رضایت. راضی کننده: کار فلانی رضایت بخش است. ( یادداشت مؤلف ).
رضایت بخش. [ رِ ی َ ب َ ] ( نف مرکب ) رضایت بخشنده. راضی کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). مورد رضایت. راضی کننده: کار فلانی رضایت بخش است. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. بَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) راضی کننده، رضایت بخشنده.
( صفت ) رضایت بخشنده راضی کننده.
soddisfacente
راضی کننده، رضایت بخشنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله مشخصههای جامعهای که فیلیپ کی. دیک ترسیم کرده، میتوان به دستگاه روحیه ساز∗ اشاره کرد. دستگاهی که با دادن هر کد خاص به آن روحیه انسان را تنظیم میکند. به عنوان مثال کدهایی برای اشتیاق به تماشای تلویزیون فارغ از اینکه چه برنامهای در حال پخش است! یا احساس احترام رضایت بخش نسبت به برتری درک و فهم شوهر در همه زمینهها! را میتوان نام برد.
💡 اگرچه یک دمای ثابت میتواند رضایت بخش باشد ولی رضایت، «پدیدهٔ آلیستزیا» معمولاً بوسیلهٔ تغیر حواس ایجاد میشود. مدلهای تطبیقی آسایش بیشتر سبب طراحی انعطافپذیر در ساختمانهای دارای تهویه، بهطور طبیعی با شرایط درونی ساختمان تغییر میکند. چنین ساختمانهایی از اتلاف انرژی جلوگیری کرده و این پتانسیل را دارند که ساکنانشان رضایت بیشتری داشته باشند.
💡 باید بین اسپریتزر و «نوشیدنیهای آب میوه» تمایز قائل شد. کیفیت گاه پایین نوشیدنیهای اخیر در گزارشی توسط استیفتونگ وانتست در آوریل ۲۰۰۷ تأیید شد که در آن تنها یک نوشیدنی آب میوه درجه «رضایت بخش» را دریافت کرد، در حالی که محصولات دیگر «ضعیف» ارزیابی شدند. استیفتونگ وانتست در درجه اول از محتوای قند بالا، محتوای بسیار کمآب میوه و بو و طعم آن انتقاد کرد که به شدت توسط افزودنیهای معطر مخدوش شده بود.