راهبری

لغت نامه دهخدا

راهبری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) رهبری. عمل راهبر. هدایت و دلالت و راهنمایی. ( ناظم الاطباء ). دلالة. ( دهار ):
ندهد خدای عرش درین خانه
راهت مگر به راهبری حیدر.ناصرخسرو.- راهبری کردن؛ رهبری کردن. رهبر و راهنما شدن: تخشیف؛ راهبری کردن کسی را. ختع؛ راهبری کردن در تاریکی شب. ( منتهی الارب ).
- راهبری نمودن؛ راهنمایی کردن و راه نمودن و هدایت کردن. ( ناظم الاطباء ).
- || پند گفتن. ( ناظم الاطباء ).
راهبری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) راه بریدن. عمل راهبر. راهروی. راه پیمایی. رهنوردی. پوییدن راه. رفتن راه. || قطع طریق. راه زنی. دزدی. رجوع به راه بریدن شود.

فرهنگ عمید

رهبری، راهنمایی، هدایت.

فرهنگ فارسی

عمل راهبر هدایت ارشاد.

فرهنگستان زبان و ادب

{steering} [علوم جَوّ] اصطلاحی که به تسامح برای هرنوع تأثیر بر روی جهت حرکت آشفتگی جوّی که ناشی از ویژگی دیگری از جوّ است به کار می رود

ویکی واژه

اصطلاحی که به‌تسامح برای هرنوع تأثیر بر روی جهت حرکت آشفتگی جوّی که ناشی از ویژگی دیگری از جوّ است به کار می‌رود.

جمله سازی با راهبری

💡 آگوست تئودور پالم (زاده پنجم فوریه ۱۸۴۹ ـ درگذشته ۱۴ مارس ۱۹۲۲)، سوسیالیست سوئدی بود. او فعال و تأثیرگذار در معرفی جنبش سوسیال دموکراسی کارگری در سوئد بود که این جنبش را به سوی اصلاح گرایی راهبری کرد.

💡 ایدیپ هرگز مطلقاً شکست نمی‌خورد. او تلاش می‌کند و این تلاش او را به دریافت نادانسته‌ها راهبری می‌کند. ایدیپ کاراکترخستگی ناپذیری است که هیچ چیز او رامتوقف نمی‌کند.

💡 تو دعا کن که درین بادیه سرگشته شوی هر قدم بر سر ره راهبری می‌آید

💡 نیکو دلیل و راهبری که تویی مر مرید را؛ اما پس از رسیدگی به مقصود، مشغول بودن به دلیل محال باشد؛ که دلیل تا آنگاه بود که مرید اندر راه بود. چون پیشگاه پدید آمد درگاه و راه را چه قیمت باشد؟

💡 از بس که درین بادیه‌ام راهبری نیست خضر ره خود می‌شمرم ریگ روان را

آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز