ذخایر

لغت نامه دهخدا

ذخایر. [ ذَ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ذخیرة. ذخیره ها. پستاها. پستائی ها. دست پس ها. پس افکنده ها. پس اوکندها.اندوخته ها. نگاهداشته شده ها برای روزی:
کلیدهای شهادت نهادی اندر گنج
زهی ذخایر گنج تو طاعت جبار.فرخی.و این قصه دراز است و از خزائن سامانیان مالهای بی اندازه و ذخایر نفیس برداشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 196 ). و ناگاه بر ذخایر نفیس و گنجهای شایگانی مظفر شوند. ( کلیله و دمنه ). و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ما ببری. ( کلیله و دمنه ). از نفایس ذخایر و زواهر جواهر... چیزی یافت که حامل کتاب و اوارج حسّاب از حدّ و عدّ آن قاصر آید. ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی مؤلف ص 274 ).خزاین موروث و ذخایر مدفون بر جماعت اتباع تفرقه کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی همان نسخه ص 149 ). حکم ذخائر با او انداخت. ( ترجمه تاریخ یمینی همان نسخه ص 205 ). || ذخایر الهیة؛ قومی از اولیأاﷲ باشند که خدای تعالی بوسیله ایشان رنج و بلا را از بندگان خود دفع فرماید، همچنانکه با ذخایر سیم و زر فقر و نیاز درویشان را میتوان دفع کرد. ( کشاف اصطلاحات الفنون، از اصطلاحات الصوفیه ).

فرهنگ معین

(ذَ یِ ) [ ع. ذخائر ] (اِ. ) جِ ذخیره، اندوخته ها.

فرهنگ عمید

= ذخیره

فرهنگ فارسی

جمع ذخیره
( اسم ) جمع ذخیره ذخیره ها اندوخته ها پس افکنده ها.

ویکی واژه

ذخائر
جِ ذخیره؛ اندوخته‌ها.

جمله سازی با ذخایر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بداد خازن هامون همه ذخایر معدن فشاند دامن گردون همه جواهر کوکب

💡 جهت تولید انرژی برای فعالیت‌هایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

💡 ملک گفت: حاضر‌جواب مردی، ای بلار! گفت: سه تن بر این سیرت نتوانند بود: پادشاهی که در ذخایر خویش لشکر و رعیت را شرکت دهد. و زن که برای جفت ‌ِخویش ساخته و آماده آید، و عالِمی که اَعمال او به توفیق آراسته باشد.

💡 چه کامل آنکه از تعلیم های این معلم یافت شرف ویرانه ظاهر ذخایر گنج پنهانش

💡 دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم اموال و ذخایرشان تاراج گرفتیم