دوراندیشی به معنای توانایی درک و پیشبینی عواقب و پیامدهای اقدامات و تصمیمات است. فردی که دوراندیش است، نه تنها به وضعیت کنونی توجه میکند، بلکه با نگاهی عمیقتر به آینده مینگرد و تلاش میکند تا عواقب احتمالی انتخابهای خود را بررسی کند. این ویژگی، به ویژه در عرصههای مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. دوراندیشی به افراد کمک میکند تا تصمیمات خود را بر اساس تحلیل دقیق شرایط و روندهای موجود اتخاذ کنند و در نتیجه، از بروز مشکلات و چالشهای احتمالی جلوگیری نمایند. به عنوان مثال، در زمینه مدیریت منابع، یک مدیر دوراندیش با در نظر گرفتن نیازهای آینده سازمان و تغییرات بازار، برنامهریزی میکند تا از هدر رفتن منابع جلوگیری کند و به حداکثر استفاده از فرصتهای موجود دست یابد. علاوه بر این، میتواند به افراد کمک کند تا در روابط شخصی و اجتماعی خود نیز با درک عمیقتری از عواقب رفتارهای خود، تصمیمات بهتری بگیرند. در نهایت، این ویژگی نه تنها باعث بهبود کیفیت زندگی فردی میشود، بلکه به توسعه جامعه و بهبود وضعیت عمومی نیز کمک میکند.
دوراندیش
لغت نامه دهخدا
دوراندیش. [ اَ ] ( نف مرکب ) مآل بین. نقیض عجول. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). عاقل و دوربین. ( آنندراج ). گربز. ( لغت فرس اسدی ). مطلع و با بصیرت و پیش بین. ( ناظم الاطباء ). پایان نگر. عاقبت اندیش. مآل اندیش. آتیه بین. عاقبت بین. ( یادداشت مؤلف ): پدرش مردی بود حرون و دوراندیش. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407 ). چون آن دوراندیش به خانه رسید در دست خویش از آن گنج جز حسرت و ندامت ندید. ( کلیله و دمنه ). این دمنه داهی دوراندیش است. ( کلیله و دمنه ).
تو ز اندیشه زآن سوی دو جهان
همه زین سوی عقل دوراندیش.انوری.بپرس از عقل دور اندیش گستاخ
که چون شاید شدن بر بام این کاخ.نظامی.از نهانخانه های دوراندیش
باز داده خبربه خاطر خویش.نظامی.
فرهنگ معین
(اَ ) (اِ. ) (ص فا. ) ۱ - عاقبت اندیش. ۲ - محتاط.
فرهنگ عمید
کسی که پایان کار را در نظر بگیرد و در آن اندیشه و پیش بینی کند، عاقبت اندیش. محتاط.
فرهنگ فارسی
کسی که پایان کار را در نظر بگیرد، عاقبت اندیش
( صفت ) ۱ - آنکه درباره پایان کار فکر کند و نتیجه را دریابد عاقبت اندیش. ۲ - محتاط.
ویکی واژه
perspicace
prudente
عاقبت اندیش.
محتاط.
جمله سازی با دوراندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دید سلطان را نشسته پیش او مضطرب شد عقل دوراندیش او
💡 ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست
💡 دوش آمد و گفت: مردمِ دوراندیش از خویش به جز هیچ نیابد کم و بیش