خطران
متضادها
امنیت، ایمنی
لغت نامه دهخدا
خطران. [ خ َ طَ ] ( ع مص ) مصدر دیگراست برای خَطر. رجوع به خَطر در این لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
مصدر دیگر است برای خطر
فرهنگستان زبان و ادب
{line driver} [مهندسی مخابرات] افزاره ای که با تقویت نشانک/ سیگنال قابلیت انتقال سامانه را افزایش می دهد
ویکی واژه
افزارهای که با تقویت نشانک/ سیگنال قابلیت انتقال سامانه را افزایش میدهد.
جمله سازی با خطران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زین بیش شما را سوی من نیست خطائی هرچند شما بی خطران اهل خطائید
💡 یوسف مصری ده سال ز زن زندان دید پس ترا کی خطری دارند این بیخطران
💡 کام جوییم و نبندیم دل اندر یک بند زان که اینست همه ره روش با خطران
💡 در بر تو با سماع بی خطران چون نجیب بر در تو با خروش بی خبران چون جرس
💡 ز آفت ایمن نیاند ناموران بیخطر هست کار بیخطران
💡 که نمیرند جمله باخطران تا تو، ای بیخطر، خطیر شوی