خروجی
مترادفها
مخرج، خروج
متضادها
ورودی
لغت نامه دهخدا
خروجی. [ خ ُ ] ( اِ ) قسمتی از بعض اطاقها که بیرون از حدود سایر قسمتهای بناست. ( یادداشت بخط مؤلف ). قسمتی بیرون جسته از بنائی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
قسمتی از بعض اطاقها که بیرون از حدود سایر قسمتهای بناست قسمتی بیرون جسته از بنائی.
فرهنگستان زبان و ادب
{output device, output} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بخشی سخت افزاری از سامانۀ رایانه که برای ارائۀ برونداد طراحی شود
[مهندسی محیط زیست و انرژی] ← جریان خروجی
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← راه خروجی
جمله سازی با خروجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر نصرت شهیدان ای جان و دل خروجی در یاری اسیران ای عقل و دین خرامی
💡 به بیان دیگر، ابتدا فاصله نمونهها با میانه آنها را به دست میآوریم. سپس میانه قدر مطلق این فاصلهها را به عنوان خروجی آزمون اعلام میکنیم.
💡 توئی کرسی و دائم در خروجی که در عین همه ذات البروجی
💡 جنبشی اندر نبات هست و خروجی گر تو ز گل کمتری به مرتبه خاری
💡 خروجی نه بر وجهِ اندازه کرد در آن بقعه، کینِ کهن تازه کرد
💡 کیفیت خروجی نهایی در یک خط تولید صنعتی، مستقیماً به دقت تنظیمات دستگاهها و کیفیت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند ساخت بستگی دارد.
💡 برنامهنویسان باید دقت کنند که خروجی الگوریتمهای نوشته شده در نرمافزار، دقیقاً مطابق با استانداردهای تعیین شده و بدون هیچگونه خطای محاسباتی باشد.
💡 تحلیل میزان خروجی از یک سیستم اقتصادی میتواند به سیاستگذاران کمک کند تا تصمیمات بهتری برای مدیریت منابع و رشد پایدار کشور اتخاذ نمایند.