یکماهه

لغت نامه دهخدا

یک ماهه. [ ی َ / ی ِ هََ / هَِ ] ( ص نسبی ) مال یک ماه. ( یادداشت مؤلف ). هر چیز که بر وی یک ماه گذشته باشد. ( ناظم الاطباء ). گردآمده در فاصله یک ماه و منسوب به یک ماه. به مدت یک ماه:
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی.رودکی.آفرین بر مرکب میمون میر
رفته در هر هفته یک ماهه رهی.منوچهری.

فرهنگ فارسی

مال یکماه هر چیز که بر وی یکماه گذشته باشد

جمله سازی با یکماهه

💡 فرصت بادهٔ یکماهه ز من فوت شدی گر نشایستی با مردم ترسا خوردن

💡 ز من بعدت یکماهه فرصتی طلبد که بود شعر دو ممدوح در کشید تبار

💡 آرزوی تخت و باد آمد که بردند مرا در غدا و در عشا هر روز یکماهه سفر

💡 مردی پیش رسول آمد. و گفت یا رسول اللّه مرا دعایی آموز که آن بگویم و به بهشت رسم. گفت به دعا هیچ حاجت نیست. رو کار کن و در بهشت شو. هرگز طعام یکماههجمع مکن و هیچ جامهٔ خود منه پاره بر آن ندوزی.

💡 چنان توده ای گشت بر چرخ و ماه که دیدی ازو دیده یکماهه راه

گل نوش یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز