لغت نامه دهخدا
یونی. ( اِ ) دانگ. ( آنندراج ). رجوع به دانگ شود.
یونی. ( اِ ) دانگ. ( آنندراج ). رجوع به دانگ شود.
به معنی دانگ است
یونی (اسطوره). اونی بلندمرتبه ترین ایزدبانو درپانتئون خدایان اتروسکی و الهه حامی شهر پروجا محسوب می شد. اتروسکی ها یونی را به عنوان ایزدبانویی معادل با یونو در اساطیر روم و هرا در اساطیر یونانی می شناختند.
در متون اتروسکی که بر روی لوحه های پیرگی درج شده اند، یونی به صورت ترجمه ای از ایزدبانوی اهل فنیقی، عشتروت ظاهر شده است. در مجموعه ایالت های لیوی ( کتاب پنجم، اب اوربه کاندیشا ) یونو ( همسر ژوپیتر ) یک الهه اتروسکی از ویینت ها معرفی شده بود، که ویژگی هایی مطابق با آیین های پانتئون خدایان روم داشت، امّا وی در سال ۳۹۶ قبل از میلاد از این پانتئون اخراج گشت. به نظر می رسد که این اشاره در ایالت های لیوی، در اصل ناظر بر یونی باشد. نام یونی همچنین در کبد پیاسنزا نیز مشاهده می شود.
یونی همراه با همسرش، تینیا و مینروا، سه زمامدار مقتدر روم قدیم را تشکیل می دادند.
یونی (yoni)
در آیین هندو، مجسمه ای مقدس به شکل آلت تناسلی مادینه. یونی به عنوان مظهر شاکتیعبادت می شود. معادل نرینۀ آن لینگاماست.
منسوب به یونان، یونانی، اهل یونان.
(زبان): یکی از دو لهجه محلی یونان باستان که آثار ادبی و تغزلی با آن نگاشته میشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر در عین معیونی نمی گنجد چنین باشد درین معنی چه شک باری عیان اندر عیان گنجد
💡 آه درد نومیدی بر که بایدم خواندن داشت هرکه را دیدم شیونیکه من دارم
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به سه چهره ایو اشاره کرد.
💡 آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد صد مصیبت رفت و دست شیونی بر سر نزد
💡 میکنم در بوستان با عندلیبان شیونی ورنه گل را کی پسند افتد نوای چون منی
💡 فلک موافقت من کبود درپوشید چو دید کز تو بهر لحظه شیونی است مرا