لغت نامه دهخدا
یورقه. [ ق َ / ق ِ ] ( ترکی، ص، اِ ) یورغه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یرغه شود.
یورقه. [ ق َ / ق ِ ] ( ترکی، ص، اِ ) یورغه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یرغه شود.
(اسم )اسب راه رو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرفت کهنه یابو پریورقه، زآنکه کس چوبی نکرده بود چنین بر سر خرش