یخچه

لغت نامه دهخدا

یخچه. [ ی َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) یخ کوچک. || ژاله و تگرگ را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( برهان ). تگرگ باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( لغت فرس اسدی ) ( فرهنگ اوبهی ). ژاله. ( غیاث ). بَرَد. غراب. رضاب. عضرس. سقیط. ( منتهی الارب ). سنگک. حب قر. حب المزن. ( یادداشت مؤلف ):
یخچه می بارید از ابر سیاه
چون ستاره بر زمین از آسمان.رودکی. || مجازاً دندان معشوق:
یخچه بارید و پای من بفسرد
ورغ بربند یخچه را ز فلک.رودکی.در عنبر تو لاله در بسد تو لؤلؤ
در غنچه تو نسرین در یخچه تو آذر.بدرشاشی.و رجوع به تگرگ و ژاله شود.

فرهنگ معین

( ~ چ ) (اِ. ) تگرگ.

فرهنگ عمید

تگرگ: یخچه می بارید از ابر سیاه / چون ستاره بر زمین از آسمان (رودکی: ۵۰۹ ).

فرهنگ فارسی

مصغریخ، تگرگ
ژاله و تگرگ را گویند تگرگ باشد

ویکی واژه

تگرگ.

جمله سازی با یخچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یخچه می‌بارید از ابر سیاه چون ستاره بر زمین از آسمان

💡 در آذرخواران چندین دژ قدیمی وجود دارد که نشان دهندهٔ تاریخچه و پیشینهٔ این آبادی است.

💡 این آتشفشان احتمالاً هنوز هم فعال است گرچه اطلاعات زیادی در رابطه با سن و تاریخچهٔ فعالیت‌های آن وجود ندارد.

💡 صدقه ارزانش مسلم نیز ارزانی بود بشم و ژاله شبنم و یخچه تگرگ و بر دع سرد

💡 تاریخچهٔ این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. در حملهٔ امیر تیمور به غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز