لغت نامه دهخدا
پدردار. [ پ ِ دَ ] ( نف مرکب ) صاحب پدر. دارنده پدر. || در تداول عامّه، نجیب. اصیل.
پدردار. [ پ ِ دَ ] ( نف مرکب ) صاحب پدر. دارنده پدر. || در تداول عامّه، نجیب. اصیل.
( ~. ) (ص فا. ) کنایه از: نجیب، اصیل.
۱. کسی که پدر دارد.
۲. [مجاز] نجیب، اصیل، نیک نژاد.
( اسم ) ۱- صاحب پدر دارند. پدر. ۲- نجیب اصیل: فلان آدم پدر داری است.
کنایه از: نجیب، اصیل.
💡 چون خراسانی و پدردار است بر دلم حشر او نه دشخوار است