یازه

لغت نامه دهخدا

یازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) لرزه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مؤیدالفضلا ) ( سروری ):
ز ترس بر تن ما لرز و یازه افتادی
بدان زمان که رگ ما بجستی از نشتر.مسعودسعد.- تب یازه؛ تب لرزه. و رجوع به تب یازه شود. || حرکت و جنبش کننده. ( سروری ).
- خدنگ یازه؛ با حرکت و جنبش تیر. راست رونده چون تیر خدنگ. یازنده چون خدنگ:
نیم مستک فتاده و خورده
بی خیو این خدنگ یازه من.سوزنی. || ( نف ) یازنده. قصدکننده.
- شبیازه؛ شب پره و خفاش از آن که هنگام شب قصد بیرون آمدن کند.
|| ظاهراً این کلمه مانند مزید مؤخری در خمیازه و خام یازه نیز آمده. شعوری درلسان العجم ( ج 2 ورق 447 ) «یازه » را به معنی سخت دهن دره کردن آورده است.

فرهنگ معین

(ز ) (اِمص. ) ۱ - خمیازه. ۲ - کشش، لرزه.

فرهنگ عمید

۱. لرزه.
۲. کشش.
۳. جنبش.

فرهنگ فارسی

لرزه، کشش، جنبش
۱- یازنده قصد کننده شبیازه. ۲ - ( اسم ) لرزه.
لرزه حرکت و جنبش کننده

فرهنگستان زبان و ادب

{extender} [شیمی] ماده ای خنثی که به محصول افزوده می شود و آن را رقیق یا ویژگی های فیزیکی آن را اصلاح می کند

ویکی واژه

خمیازه.
کشش، لرزه.

جمله سازی با یازه

💡 ای نشئهٔ تسکین طلبان‌ گردش جامی کز خویش نمی‌کرد چو خمیازه خمارم

💡 از مردمِ دنیا، طمعِ هوش، مَدارید بیداری این طایفه خمیازهٔ خواب است

💡 از هم آغوشی آن قامت چون تیر خدنگ ما به خمیازه خشکی چو کمان ساخته ایم

💡 از بس دلم از سرکشی قد تو خون شد خمیازه آغوش، مرا خنده زخم است

💡 خنده بر خمیازه صبح قیامت می زنند می پرستانی که محو آن لب میگون شدند

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز