گوشه چشم

مترادف‌ها

گوشه‌ی چشم

فرهنگ معین

( ~. چَ ) (اِمر. ) کنایه از: توجه و التفات مختصر و کوتاه.

ویکی واژه

کنایه از: توجه و التفات مختصر و کوتاه.

جمله سازی با گوشه چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا گرفتم خو به سحر نرگسش جادو شدم گوشه چشمی ز خالش دیدم و هندو شدم

💡 بر زمین چون گذری گوشه چشمی می‌دار شاید از راه تو صاحب‌نظری برخیزد

💡 شاهنشها به گوشه چشمی همی نگر دارم قد خمیده تر از قامت کمان

💡 گوشه گرفتم ز خلق و فایده نیست گوشه چشمش بلای گوشه نشین است

💡 گرم به گوشه چشمی شکسته‌وار ببینی فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت

💡 او در حالی که سعی می‌کرد به ظاهر بی‌تفاوت باشد، از گوشه چشم به حرکت‌های مشکوک فرد غریبه‌ای که در سالن ایستاده بود، دقت می‌کرد.

💡 وقتی معلم وارد کلاس شد، دانش‌آموزان از گوشه چشم متوجه حضور او شدند و بلافاصله سعی کردند تمام فعالیت‌های خود را به حالت عادی برگردانند.

💡 در طول آن سخنرانی بسیار طولانی، او مدام از گوشه چشم به ساعت خود نگاه می‌کرد تا ببیند چقدر تا پایان مراسم باقی مانده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران