گوشتپار
مترادفها
چاق، تپل، پرگوشت
متضادها
لاغر، استخوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{sarcomere} [علوم پایۀ پزشکی] واحد انقباضی ماهیچه تارچه
ویکی واژه
واحد انقباضی ماهیچهتارچه.
جمله سازی با گوشتپار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشتپاره آلت گویای او پیهپاره منظر بینای او
💡 دل گوشتپارهای که بجنبد به سینه نیست منگر چنین ز چشم حقارت به سوی دل
💡 گوشتپاره که زبان آمد ازو میرود سیلاب حکمت همچو جو
💡 گر ضریری لمترست و تیز خشم گوشتپارهش دان چو او را نیست چشم