گوش نهادن

مترادف‌ها

گوش دادن، شنیدن، توجه کردن

متضادها

بی‌توجهی کردن

فرهنگ معین

(نِ دَ ) (مص م. ) سخن شنیدن، متوجه شدن.

ویکی واژه

سخن شنیدن، متوجه شدن.

جمله سازی با گوش نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شب گوش نهادن به ناله طفل چون قافله بر نالهٔ جرس چیست

💡 املاک همه جانب تو گوش نهادند افلاک همه چشم بسوی تو گشادند

💡 مدیر شرکت توصیه کرد که کارمندان باید به پیشنهادات سازنده همکاران خود گوش دهند و برای بهبود کیفیت محصولات شرکت تلاش بیشتری کنند.

💡 او همیشه به توصیه‌های پدر و مادرش گوش نهاد و به همین دلیل توانست در مسیر زندگی خود با موفقیت‌های بسیار بزرگی دست پیدا کند.

💡 در این جلسه مهم، همه اعضا باید به حرف‌های کارشناس ارشد گوش دهند تا از اشتباهات احتمالی در اجرای پروژه بزرگ جدید جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران