گمج

لغت نامه دهخدا

گمج. [ گ ُ م َ ] ( اِ ) نان خمیرناکرده. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(گَ مَ ) (اِ. ) دیگ سفالین که در آن خوراک پزند.
(گُ مَ ) (اِ. ) نان خمیر ناکرده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نان خمیر نا کرده.

ویکی واژه

نان خمیر ناکرده.
دیگ سفالین که در آن خوراک پزند.

جمله سازی با گمج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در هنگام سفر به موردور، هم سم‌وایز گمجی و هم فرودو از نور این شیشه استفاده می‌کنند تا شلوب را به عقب برانند. همچنین سم از نور آن برای مقابله با خواست دو برج مراقبت کیریت آنگول از آن استفاده می‌کند. اما هنگامی که آن‌ها به کوه نابودی می‌رسند نور شیشه ناپدید می‌شود چون آن‌ها در قلب قلمرو سائورون بودند جایی که توان نور آن به آنجا نمی‌رسید.

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز