لغت نامه دهخدا
گمارش. [ گ ُ رِ ] ( اِمص ) اسم از گماردن.
گمارش. [ گ ُ رِ ] ( اِمص ) اسم از گماردن.
اسم از گماردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر بعد از گمارش قطره ای می چکد از جام او در ساغر وی
💡 توت های قزوین «خنج» و «دادکین» مرا اگر توانی با تیاق داری سپار، شاید امسال این جان گریخته و روان گسیخته را از... و ساتکین بدان آسوده و آرام سازم، و پایگاه وی را جایگاه گمارش باده و جام بخشم.