گلخن تاب

لغت نامه دهخدا

گلخن تاب. [ گ ُ خ َ ] ( نف مرکب ) آنکه حمام راگرم کند. ( آنندراج ). آنکه گلخن افروزد:
به گلخن چون روم از ننگ گلخن تاب در بندد
به روی ناکسی چون من در بستان که بگشاید؟وحشی ( از آنندراج ).از جهان دل بغم عشق تو الفت دارد
همچو دیوانه که هم صحبت گلخن تاب است.سلیم ( از آنندراج ).|| ( اِ مرکب ) سوخت که در گلخن سوزند. ( یادداشت مؤلف ). || آلتی که بدان گلخن سوزند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) تون تاب، کسی که آتش خانة حمام را روشن می کند.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه گلخن ( گرمابه ) را گرم سازد تون تاب. ۲ - سخت گلخن.

ویکی واژه

تون تاب، کسی که آتش خانة حمام را روشن می‌کند.

جمله سازی با گلخن تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وزیرش وقت دید و جای خالی ز گلخن تاب رمزی گفت حالی

💡 مسند سلطنت اینجاست وگرنه آن جا به چنین مرتبه قانع نشود گلخن تاب

💡 به ترک جاه گو تا گردش ایام برخیزد که گلخن تاب دائم در نظر دارد بهاران را

💡 شوخ گلخن تاب من دارد جمال آتشین عاشقان را صحبت او کرده خاکستر نشین

💡 منم خرابه نشینی که گلخن تابان به پیش کلبهٔ من حکم بوستان دارد

💡 چنانک روزی در خواب رفت گلخن تاب به خواب دید که سلطان شدست و شد مغرور

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز