فرهنگستان زبان و ادب
گشت برآورد
{cruise , timber cruise} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پیمایش برای مکان یابی و برآورد مقدار چوب در یک ناحیۀ معین جنگلی براساس گونه و اندازه و کیفیت
گشت برآورد
{cruise , timber cruise} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پیمایش برای مکان یابی و برآورد مقدار چوب در یک ناحیۀ معین جنگلی براساس گونه و اندازه و کیفیت
پیمایش برای مکانیابی و برآورد مقدار چوب در یک ناحیۀ معین جنگلی براساس گونه و اندازه و کیفیت.
💡 چو بر یکدگر زورشان بازگشت برآورد رستم به گودرز دست
💡 چوگان سر زلف تو رهبان چو بدید انگشت برآورد و یکیگویِ تو شد
💡 دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده انگشت برآورده اندر دهنم کرده