گشت آزاد

مترادف‌ها

گشت‌زنی، گشت

متضادها

توقف، مستقر بودن

فرهنگستان زبان و ادب

گشت آزاد
{independent tour} [گردشگری و جهانگردی] گشتی بدون راهنما که در آن مسافران برای انجام کارهایشان کاملاً آزاد هستند

ویکی واژه

گشتی بدون راهنما که در آن مسافران برای انجام کارهایشان کاملاً آزاد هستند.

جمله سازی با گشت آزاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منت ایزد که هند گشت آزاد خلق باید که قل اعوذ دمند

💡 گشت آزاد از تن و رنج جهان در جهان ساده و صحرای جان

💡 بود درویش کز خود گشت آزاد قضای حضرت حق را رضا داد

💡 ز فکر هر دو عالم گشت آزاد بقید عشق او هر کو اسیر است

💡 چو سور یار شیرین خورد فرهاد ز قید خو بکلی گشت آزاد

💡 هر که او لعل جانفزای تو دید گشت آزاد از فراق شدید

💡 پس از اتمام مراسم رسمی، مهمانان در باغ‌های وسیع ویلا به گشت آزاد پرداختند تا از زیبایی گل‌ها و منظره‌ی کوهستان لذت ببرند.

💡 توریست‌هایی که به این منطقه سفر کرده‌اند، معمولاً زمان زیادی را صرف گشت آزاد در بازارهای محلی و آشنایی با فرهنگ مردم بومی می‌کنند.

💡 نگهبانان پارک وظیفه دارند در طول شب، به گشت آزاد در اطراف محدوده حفاظتی بروند تا از ورود حیوانات یا افراد غیرمجاز جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران