گزیدگی

لغت نامه دهخدا

گزیدگی. [گ َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل گزیدن. لَسعَة. عَضیض. عِضاض: جَدَر؛ نشان گزیدگی بر گردن خر. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

گزیده بودن، حالت گزیده.

فرهنگ فارسی

عمل گزیده لسع.

جمله سازی با گزیدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کی چون توئی خر از همه اهل گزیدگیست کاین هجو من ترا بتاز خر کریدگیست

💡 الکساندر (به یونانی:Ἀλέξανδρος؛ ۱ اوت ۱۸۹۳ – ۲۵ اکتبر ۱۹۲۰) شاه یونان از ۱۹۱۷ تا زمان مرگش در ۱۹۲۰ میلادی، به دلیل آسیب ناشی از گزیدگی یک میمون، بود.

💡 چند گویی رسیدگی چه بُوَد در ره دین گزیدگی چه بُوَد

💡 اما رفته رفته نشانه‌های تردید در مورد کتاب مقدس یهودیان به عنوان وحی الهی در او آشکار شد و موضوع‌هایی چون دخالت یک خدای شخصی در امور انسانی، برگزیدگی قوم یهود از طرف خداوند و نیز حقوق ویژه روحانیون را مورد شک و پرسش قرار داد.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز