گرداس. [ گ ُ ] ( ص ) ستمگر. ظالم. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ):
اگر حال رعیت هم بر این آئین شود فردا
ز جمع زادگانش پر شود بازار نخاسان
خدایا بی زبان بگذاشتی این بی زبانان را
مگر هم تو از ایشان بازداری شر گرداسان.حکیم نزاری قهستانی ( از جهانگیری ).
(گُ ) (ص. ) ستمگر، ظالم.
ستمگر، ظالم: خدایا بی شبان بگذاشتی این بی زبانان را / مگر تو هم از ایشان باز داری شرّ گرداسان (نزاری: مجمع الفرس: گرداس ).
( صفت ) ستمگر ظالم: خدایا. بی شبان بگذاشتی این بی زبانانرا مگر هم تو از ایشان باز داری شر گرداسان. ( نزاری )
ستمگر، ظالم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنگ در زیر سم او گرداست رخش خیز است و دلدل آورد است
💡 بلبلی از سر بنه زانکه سوی باغ قدس دام تو گفت است گفت بال تو گرداست گرد
💡 همچون من اگر کشد هزاران را بر گوشه دامنش کجا گرداست